الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

207

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

باب يازدهم : ذكر خفىّ و جلىّ در اين باب بر انجام ذكر خفىّ و جلىّ و اختراعات صوفيان خط بطلان كشيده و قابل يادآورى است كه هريك از امور دينى و دنيوى داراى سه مرحله‌اند : افراط ، تفريط ، اعتدال . به عبارت ديگر : زياده‌روى ، كوتاهىكردن ، ميانه‌روى . ترديدى نيست كه افراط و تفريط از ديدگاه عقل و شرع ناپسندند . بنابراين ، زياده‌روى و كوتاهى نمودن در امور دينى و احكام شرع ، چون مستلزم مخالفت با شرع‌اند ، حرام تلقّى مىشوند ، در امور دنيوى نيز چنين‌اند زيرا امور مربوط به دنيا داراى احكامى برخاسته از شرع‌اند كه اگر مخالفت با آن‌ها صورت گيرد ، حرمت ثابت مىشود و مرحلهء سوم آن يعنى : اعتدال و ميانه‌روى ، از ديدگاه شرع و عقل پسنديده و ستوده بلكه واجب است . در همين زمينه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : « الجاهل اما مفرط و اما مفرّط ؛ « 1 » فرد نادان ( در انجام امور ) يا اهل كوتاهى است و يا زياده‌روى مىكند » و نيز فرمود : « خير الامور اوساطها ، بهترين امور آن است كه در حدّ اعتدال انجام پذيرد » و بر اين موضوع شواهد فراوانى وجود دارد . اكنون كه با موارد ياد شده آشنا شديد مناسب است بدانيد كه صوفيان در همهء كارهايى كه انجام داده و ارتباط به آنان دارد راه افراط و زيادروى و يا تفريط و كوتاهىكردن را پيشه خود ساخته‌اند و در اين باب ، در حقيقت از هردو مرز افراط و تفريط گذشته‌اند . آنان صداى خود را براى گفتن ذكر ، به‌گونه‌اى بلند مىكنند كه از اندازه بيرون مىرود و به مرز غنا مىرسد و گاهى چنان در درون خود آن را نهان مىكنند كه مورد تأييد شرع نيست ، بلكه اختراعى و بدعت است . آنان بر اين پندارند كه صرف خارج شدن حروف جملهء : « لا إله إلا اللّه » از زواياى دل و

--> ( 1 ) . در بحار ج 1 ، ص 159 با عبارت « لا يرى الجاهل الّا مفرطا او مفرّطا » آمده است .